خبر
خبر

پر بازدیدترین
خبر های ورزشی
آمار سایت
امروز
-1
دیروز
-1
هفته
-1
ماه
-1
کل
-1
 
کد مطلب: 150797
آشنايي با ايل بختياري
تاریخ انتشار : 1393/12/24 10:20:46
نمایش : 1030
ايل بختياري يا لر بزرگ از ايل هاي بزرگ و صاحب نام ايران است که نفوذ سياسي و اقتصادي گسترده اي در جنوب غربي کشور داشته است.
به گزارش پايگاه خبري تحليلي پيرغار به نقل از  جهانبين نيوز  مردم بختياري يا لرهاي بختياري يا ايل بختياري از مردمان ايراني‌تبار به‌شمار مي‌آيند، که در جنوب غربي ايران، در استان‌هاي چهار محال و بختياري، خوزستان، لرستان، کهگيلويه و بويراحمد و اصفهان سکونت دارند. بختياري‌ها به گويش بختياري که يکي از گويش‌هاي زبان لري است تکلم مي‌کنند. ايل بختياري از دو شاخه چهارلنگ و هفت‌لنگ تشکيل شده است.

قلمرو استقرار

ايل بختياري يا لر بزرگ از ايل هاي بزرگ و صاحب نام ايران است که نفوذ سياسي و اقتصادي گسترده اي در جنوب غربي کشور داشته است. تحولات سياسي و اقتصادي کشور به ويژه بعد از سال هاي ۱۳۴۰ بنيان هاي اجتماعي و اقتصادي آن را دگرگون کرده است، به طوري که يکجانشيني، اشتغال در صنايع نفتي جنوب، مهاجرت و اسکان در شهرها و روستاها، تشکيلات و ساختار ايلي آن را دچار فروپاشي کرده است، ولي جامعه بختياري ها همچنان تحت تاثير آداب و رسوم و نظام هاي قبيله اي خود قرار دارند. ايل بختياري به دو نيمه يا بلوک "هفت لنگ" و "چهارلنگ" تقسيم مي شود. اين دو بلوک براساس مقررات مالياتي دوران صفوي شکل گرفته است در آن دوره لنگ (نصف جفت) از اصطلاحات رايج مالياتي بود.

قلمرو سرزميني ايل بختياري در جنوب غربي کشور ميان دو ناحيه کوهستاني بختياري و لرستان از يک سو و ناحيه جلگه اي گرمسيري غرب و جنوب خوزستان و کهکيلويه و بوير احمد از سوي ديگر قرار دارد. اين منطقه از قلل مرتفع زردکوه بختياري با بيش از ۴۰۰۰ متر و کوه هاي اليگودرز با ارتفاع بيش از ۲۵۰۰ متر شروع شده و به سمت غرب و جنوب تا جلگه پست ابرفتي خوزستان ادامه مي يابد. اين محدوده مانند چهارگوشي است که طول و عرض آن با اندکي اختلاف، تقريبا با هم برابر است. در حال حاضر مناطق اصلي اسکان بختياري ها در دو استان چهارمحال و بختياري و خوزستان تمرکز يافته است و به طور کلي سکونت ايل بختياري به مناطق زير محدود شود:

از شمال به استان اصفهان و لرستان (نجف آباد ، داران، اليگودرز)، از مشرق به اصفهان، شهرضا و بروجن، از جنوب به سميرم، لردگان و شمال استان کهکيلويه و بويراحمد و از مغرب و جنوب غربي به شهرستان هاي رامهرمز، شوشتر، دزفول و شمال اهواز.

پيشينه تاريخي

هردوت مورخ يوناني، بختياري را باکتري مي داند که نام قبيله اي است که از بلخ و شرق درياي خزر به جنوب مهاجرت کرده و استقرار يافته است. نظر به اينکه در شمال افغانستان سرزميني به نام باکتريا وجود دارد شايد يک رابطه تاريخي بين بختياري ها و باکتريا نيز وجود داشته باشد. بختياري ها را به باختران نيز نسبت داده اند و باختر را محلي بين عراق عرب، همدان، فارس و محل سکونت کنوني بختياري ها ذکر کرده اند. گروهي از بختياري ها نيز خود را از اعقاب "کي آرش" برادر "کي قباد" پادشاه کياني مي دانند و طايفه اي نيز به نام "کيارسي" دارند که با "کي آرش" تشابه لغوي دارد. همچنين گفته مي شود در جنگي که بين يکي از پادشاهان صفوي با عثماني ها در گرفت، گروه کثيري از ايل بزرگ که جزو سپاه شاه بودند، با دلاوري و شجاعت دشمن را به سختي شکست دادند و بدين مناسبت شاه آنان را که از لر بزرگ بودند بختياري ناميد. بسياري از مورخين، پيدايش کوچ نشيني در منطقه را با تسلط قوم صحراگرد مغول بر فلات ايران هم زمان دانسته اند و آن را به اتابک احمد هزار اسب (يکي از حکام مغول) نسبت داده اند و عقيده بر اين است که هزار اسب، ييلاق و قشلاق را به شيوه مغولان در بختياري مرسوم کرد و خود نيز در زمستان ها در ايذه و در تابستان ها در حدود زردکوه بختياري زندگي مي کرد. وي پس از پنجاه سال حاکميت بر ايل بختياري درگذشت، بدين ترتيب رسم کوچ نشيني مغولان در بين بختياري ها نيز رواج يافت.

بختياري ها از آغاز سلسله صفوي تاريخ نسبتاً روشني دارند. در آن زمان به فرمان شاه اسماعيل اول يکي از تيره هاي بختياري مرسوم به آسترکي که هم اکنون طايفه کوچکي از بختياري است، به رياست شخصي به نام "تاجمير" بر بختياري حکومت مي کرد. اين شخص در زمان شاه طهماسب به دليل خودداري از پرداخت ماليات، به قتل رسيد. در همين زمان است که بختياري ها به دو بخش هفت لنگ و چهار لنگ تقسيم شدند. پس از تاجمير، شخصي به نام جهانگير خان از خاندان وي به حکومت بختياري منصوب شد و در زمان همين شخص تونل معروف شاه عباس در نزديکي محل تونل کنوني کوهرنگ حفر شد که به دلايل نامعلومي، عمليات حفاري آن ناتمام ماند.

پس از فوت جهانگير خان و بر اثر ستم هاي "مير خليل خان" برادر وي مقام رياست از طايفه آسترکي سلب شد و هر يک از طوايف عمده بختياري، رئيس مستقلي برگزيدند. برخي از طوايف چهار لنگ، تحت رياست عليمردان خان بختياري و تعدادي نيز در حيطه قدرت محمد تقي خان چهار لنگ درآمدند و طوايف هفت لنگ نيز رياست خوانين "دورکي" و "بختياروند" (بهداروند) را پذيرفتند. در اواسط حکومت قاجار، حسنعلي خان (رئيس طايفه دورکي) با شکست نهايي خوانين بختياروند، همه طوايف هفت لنگ را متحد ساختو خود با عنوان ايلخان و برادر زنش با عنوان ايل بيگ، رياست بر ايل هفت لنگ و کل منطقه بختياري را به عهده گرفتند و اين رياست تا همين اواخر، در بازماندگان اين دودمان موروثي بود. مطالعه ي تاريخ ايران از اواخر صفويه به بعد نشانگر اين است که ايل بختياري و خوانين آن به دليل برخورداري از امکاناتي نظير وضعيت ويژه جغرافيايي و سازمان قبيله اي منسجم که اطاعات و فرمانبرداري بي قيد و شرط از رهبران و سرکردگان را الزامي مي کرد، در بيشتر حوادث و وقايع تاريخي نقش و حضوري موثر داشته است. بعضي از نمونه هاي روشن اين حضور بدين شرح است: سواران بختياري از زبده ترين تفنگچيان نادرشاه بودند که با فتح قلعه قندهار، دروازه هند را بر روي او و لشکريانش گشودند. عليمردان خان بختياري با شکست افغان ها و بازسازي سلطنت انقراض يافته صفوي، خود مدعي سلطنت شد. بختياري ها در تحولات دوران مشروطيت نقش مهمي ايفا کردند. سران بختياري، با رهبري و مشارکت در اين جنبش عظيم، پست هاي کليدي کشوري و لشکري را به دست گرفتند.

افرادي مانند صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه، در جنش مشروطيت و سردار اسعد بختياري در جنبش دوم مشروطه خواهي نقش مهمي داشتند که منجر به سرکوبي محمد علي شاه شد. مجاهدان بختياري در نقاط ديگر براي کمک به مشروطه خواهان و خلع محمد عليشاه از سلطنت ضمن حرکت به تهران، پايتخت را فتح کردند. محمد علي شاه و ساير يارانش در ۲۸ تير ۱۲۸۸ هـ.ش به سفارت روسيه پناهنده شدند، سپس دولت جديد به طور رسمي آغاز به کارکرد و سردار اسعد وزارت داخله کشور را به عهده گرفت. در سال ۱۲۹۱ هـ .ش حکومت اصفهان، يزد، کرمان، اراک و خراسان نيز به خان هاي بختياري سپرده شد. در تاريخ ايل بختياري به اين مطلب نيز اشاره مي شود که دولت هاي غربي به ويژه انگلستان، در ميان بختياري ها عواملي را به منظور کسب امتياز از دولت هاي وقت و ايجاد امنيت براي حوزه هاي نفتي استخدام کرده بودند.

تقسيمات داخلي ايل

بختياري ها براي سازمان دهي به اموري نظير استفاده مطلوب از مراتع، همکاري در مراحل کوچ، حفظ و نگه داري قلمرو و دفاع از متعلقات ايل و ... به گروه هاي اجتماعي کوچک تر تقسيم مي شوند که عبارتند از: خانواده، مال، اولاد، تيره (تش)، طايفه و باب (کلان طايفه)
ايل بختياري به دو طايفه بزرگ چهار لنگ و هفت لنگ تقسيم مي شود. شاخه هفت لنگ بختياري به سه باب يا کلان طايفه و يک طايفه مستقل تقسيم مي شود که عبارتند از: طايفه بزرگ دورکي، بابادي باب، ديناراني باب و بهداروند (بختياروند). از ميان طوايف هفت لنگ دو طايفه سه دهستاني و جانکي يکجا نشين شده اند و تعلقات عشايري گذشته را ندارند. هر يک از طايفه هاي ايل به چند طايفه کوچک و هر طايفه به تعدادي تيره (تش) تقسيم مي شوند. طايفه بزرگ هفت لنگ در مجموع ۲۱۹ تش يا تيره دارد. از مهم ترين طوايف ايل هفت لنگ مي توان به طوايف دورکي، بابادي، بهداروند و طايفه ديناراني اشاره کرد.

طايفه بزرگ چهار لنگ ايل بختياري نيز به دو طايفه محمدصالحي و طايفه کيان ارثي که هر کدام از اين طوايف نيز تيرهاي متعددي دارند.

نژاد. زبان و مذهب

بختياري ها از قوم پارسند که از هزاره هاي قبل از ميلاد در دامنه کوه هاي بختياري در شرق شوشتر و در دو طرف رودخانه کارون مستقر شده اند و با عيلامي ها که مردمان بومي آن سرزمين بودند، درآميخته و نژاد واحدي را به وجود آورده اند.

از خصايص جسماني لرها، به قد متوسط، تن نيرومند، پوست تيره، موي سياه، ابرواني پر پشت، بيني بزرگ که بر روي لب خم شده و چانه اي قوي و چهارگوش مي توان اشاره کرد.

زبان بختياري يکي از شاخه هاي زبان فارسي است که ريشه پهلوي دارد. اين زبان به خاطر موقعيت خاص جغرافيايي، به دور از پاي بيگانگان در طول چندين قرن به طور معجزه آسايي از اختلاط و امتزاج با ديگر زبان ها در امان مانده و لغت بيگانه کمتري در آن نفوذ کرده است. بختياري ها تا قرن نهم هجري، پيرو مذهب معتزله بودند، ولي از قرن نهم به بعد يکي از سادات خوزستان مذهب شيعه را در ميان بختياري ها اشاعه داد و در زمان صفويه عموميت پيدا کرد.

بختياري ها براي سادات احترام خاصي قائلند و اعتقاد دارند کليه سادات بايد از پرداخت هرگونه ماليات و تعرض مصون باشند.

پوشاک

پوشاک سنتي مردان بختياري از کلاه، پيراهن، شلوار، گيوه و چوخا تشکيل شده است. جنس کلاه بختياري از نمد به رنگ مشکي و به شکل استوانه اي است. شلوارهاي بختياري بلند است، دولنگه بسيار گشاد دارد و معمولاً از پارچه چيت سياه دوخته مي شود. پاپوش بختياري ها گيوه است که گيوه دوزان شهرکردي و بروجني آن را توليد مي کنند. چوخا پوشش اصلي بختياري هاست که زنان بختياري و چوخابافان لالي، شوشتر و دزفول آن را تهيه مي کنند. در بين چوپانان، استفاده از بالاپوش هاي نمدي "کپنگ" براي حفاظت از باران و سرما رواج دارد.

پوشاک زنان بختياري شامل: شلواري گشاد، دامن چاک دار، نوعي جليقه و چادري بلند است که زير گلو سنجاق مي شود. زنان عشاير، اکثر لباس هاي خود را با دست مي دوزند و استفاده از مخمل و پارچه هاي رنگين همراه با منجوق و پولک دوزي در بين آنان رايج است.
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
شهرستان فارسان در یک نگاه
شهرستان فارسان در يک نگاه

خبرنگار افتخاري
خبرنگار افتخاري

آخرین اخبار
اوقات شرعی